معنی درس «نسیم سحر»
* ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشقکش عیار کجاست
وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن – بحر رمل مثمن مخبون محذوف
مه عاشقکش: استعاره از معشوق (عاشقکش: صفت فاعلی مرکب) عیار: چالاک، هوشمند. (عیاران گروهی بودهاند با اصول و روشهای خاص که از مستمندان و درماندگان حمایت میکردهاند. این آیین بعدها با تصوف درآمیخت و عنوان «فتوت» به خود گرفت.
بیت تلمیح دارد به این باور قدما که نور ماه در شبهای بدر (ماه کامل) دیوانگان را آشفتهتر میکند.
ای نسیم سحر: تشخیص نسیم: نماد پیک و قاصد
معنی بیت: ای نسیمی که از کوی یار میآیی، منزل و آرامگاه معشوق زیبا و دلربای من کجاست؟
* شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
وادی ایمن: بیت به واقعة بازگشت حضرت موسی (ع) از مَدیَن به مصر همراه با همسرش اشاره دارد. آن حضرت به هنگام شب در وادی ایمن به جستجوی آتش میپردازد و از دور بر بالای کوه طور درختی را شعلهور میبیند. به طرف درخت حرکت میکند ولی وقتی به آن میرسد این ندا را میشنود که «من پروردگار جهانیانم». بدین صورت است که پیامبری موسی (ع) آغاز میشود. (تلمیح)
شب تار: استعاره از مشکلات راه عشق وادی ایمن: استعاره از راه عشق
آتش طور: استعاره از نشانههای معشوق موعد: وعدهگاه
معنی بیت: در این شب تاریک در راه پرفراز و نشیب بیابان عشق سرگشتهام اما از نشانههای معشوق و نور امید و زمان دیدار معبود خبری نیست.
* هرکه آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست
خرابی: ایهام دارد ۱- مستی و بیخبری ۲- ویرانی و نابودی هشیار کجاست: (استفهام انکاری) هشیاری وجود ندارد.
خرابات: ایهام دارد ۱- محل فسق و فجور (در عرفان: بریدن از دنیا و مافیها) ۲- استعاره از عالم هستی
معنی بیت: هرکس به این دنیا بیاید مست وجود خدا میشود در این جهان هیچکس را نمیتوان یافت که از عشق و مستی بیبهره باشد.
* آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست
بشارت: خبر خوش، مژده (در عرفان: انبساط روحی) اشارت: اشاره نشان دادن چیزی (در عرفان: اسرار حقیقت)
بسی: بسیار محرم اسرار: عاشقان و عارفان آگاه از اسرار حقیقت
محرم اسرار کجاست: (استفهام انکاری) محرمی وجود ندارد.
معنی بیت: به کسی میتوان مژدة جانان را داد که از راز و رمز حقایق آگاه باشد. در راه شناخت و معرفت، نکتههایی باریکتر از مو وجود دارد.
* هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست
هزاران: نشانة کثرت ما: عاشقان، عارفان ملامتگر: سرزنشکننده
بیکار: ایهام دارد ۱- دخالتکننده و فضول ۲- بیدرد و بیخبر از عشق
هر سر مو: مجازاْ کل وجود «و»: واو مباینت و استبعاد
معنی بیت: هر سر موی از وجود من (تمام وجود من) به هزاران دلیل به تو وابسته است، ما در چه فکر و عالمی هستیم و آن سرزنشکنندة بیخبر از عالم عشق در چه فکری است.
* باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
شکن در شکن: پرپیچ و تاب پرسیدن از گیسو: تشخیص سرگشتگی و غمزدگی دل: تشخیص
باز: ایهام دارد ۱- دوباره ۲- روشن و آشکار گیسو، دل: تناسب گیسو، شکن: تناسب
معنی بیت: دوباره (روشن و آشکار) از گیسوی پر پیچ و خم معشوق بپرسید که این دل غمزده و آوارة دربند کجاست.
* عقل دیوانه شد آن سلسلة مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
مشکین: سیاهرنگ و خوشبو کو: کجاست دلدار: معشوق
سلسله: زنجیر، در اینجا استعاره از گیسو (گیسو در عرفان استعاره از حبلالمتین جلال حق است)
دیوانه شدن عقل: تشخیص و تناقض گوشهگرفتن دل: تشخیص
ابروی دلدار: استعاره از عنایت و توجه معشوق گوشهگرفتن: کنایه از جداشدن، دور شدن
معنی بیت: عقل عاشق و دیوانه شد زنجیر گیسو باید او را رام سازد و دل نیز عاشق و به عنایت معشوق نیازمند شد باید سرگشتگی عقل را با حبلالمتین جلال حق سامان داد.
* ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
ساقی: گردانندة شراب در مجلس، در عرفان واسطة فیض الهی می: شراب، در عرفان، عشق و معرفت الهی است.
مطرب: به طرب آورنده، نوازنده، در عرفان، مانند ساقی واسطة فیض الهی است و زمینة سرمستی عارفانه را برای سالک فراهم میسازد. نوازندة نوای عشق و فیضرساننده به گوشِ جانِ عارف است.
عیش: خوشی ساقی، مطرب، می، عیش: تناسب
معنی بیت: واسطة فیض و نوای عشق و فیض و لطف خداوندی همه آماده است اما خوشی بدون حضور معشوق کامل نمیشود.
* حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
دهر: روزگار مرنج: آزرده نشو فکر معقول بفرما: عاقلانه فکر کن
باد خزان: استعاره از مشکلات و سختیها گل: استعاره از خوشیها خار: استعاره از سختیها
گل بی خار: کنایه از آسایش بدون رنج و سختی خزان، چمن، گل، خار: تناسب چمن دهر: تشبیه
معنی بیت: ای حافظ از سختیهای روزگار آزردهخاطر نشو و شکایت مکن. با چشم حقیقتبین نگاه کن و ببین هرجا گل باشد، خار هم هست.
پاسخ خودآزمایی
ج۱- حا فِ ظَز با دِ خَ زان دَر چَ مَ نِ دَهــــــر مَ رَنج
فِک رِ مَع قو ل بِ فَر ما گُ لِ بی خا ر کُ جاست
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
ج۲- دوباره (روشن و آشکار) از گیسوی پر پیچ و خم معشوق بپرسید که این دل غمگین و آواره و گرفتار عاشق کجاست.
ج۳- در میان گیسوان پر پیچ و تاب معشوق
۴- ساقی: واسطة فیض (مرشد کامل و دانای حقیقت) می: فیض و لطف الهی و اسرار عالم حقیقت
مطرب: نوازندة نوای عشق و فیضرساننده به جان عارف.
۵- با مهیا در مصراع اول جناس ناقص اختلافی میسازد و بر ارزش ادبی شعر میافزاید.
۶- با بیت ششم (باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش ..................................)
۷- بیتهای دوم، سوم، چهارم، پنجم و هفتم سه اختیار وزنی دیده میشود.
۸- الف- در این جهان کسی نیست که از مستی و عشق بیبهره باشد. ب- تقابل عقل و عشق
ج- همراهی خوشیها و ناخوشیهای زندگی و معنایافتن آسایش با رنج
۹- زبانی: ترکیبات نو(گیسوی شکن در شکن- سلسلة مشکین – مه عاشقکش)
فکری: حاکم شدن روح عرفان و تصوف بر شعر و آسمانی شدن معشوق و درونگرا شدن مضامین شعری
ادبی: فزونی صور خیال بهویژه استعاره و ابهام