چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی؟

نی به خدا که از دغل چشم فراز می‌کنی

چشم ببسته‌ای که تا خواب کنی حریف را

چونک بخفت، بر زٙرش دست دراز می‌کنی

سلسله‌ای گشاده‌ای دامِ ابد نهاده‌ای

بندِ که سخت می‌کنی، بندِ که باز می‌کنی؟

عاشق بی‌گناه را بهر ثواب می‌کشی

بر سر گورِ کشتگان، بانگِ نماز می‌کنی

گه به مثالِ ساقیان، عقل ز مغز می‌بری

گه به مثالِ مطربان، نٙقنقه ساز می‌کنی

عشقِ منی و عشق را صورت و شکل کِی بود

این که به صورتی شدی، این به مجاز می‌کنی