در سایة این سقف ترک خورده
در سایة این سقف ترک خورده نشستیم
بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم
خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است
پیچیده به خود با تن تا خورده نشستیم
یک بار به پرواز پری باز نکردیم
سر زیر پر خویش فرو برده نشستیم
بر سنگ مزار دل خود مرثیه خواندیم
یک عمر به بالین دل مرده نشستیم
بر گردة ما خاطرة خنجر یاران
با جنگلی از خاطره بر گرده نشستیم
آیینه هم از دیدة تردید مرا دید
با سایة خود نیز دل آزرده نشستیم
برخاست صدا از در و دیوار ولی ما
با این همه فریاد فرو خورده نشستیم
قیصرامین پور
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 15:10 توسط roohi
|