معنی درس بیستم / جمال جانفزای روی جانان
معنی درس بیستم / جمال جانفزای روی جانان
1- اگر در اصل این معنی که، هستیِ مطلق، خداوند است، تأمل و تدبر کنی، خواهی فهمید که همه یکی است و حق است که به تمام صورتها ظاهر میگردد و دیده و بیننده و دیدار همه اوست.
2- حدیث قدسی بیان کننده این معنی است که هرگاه خداوند بندهاش را دوست بدارد هر کاری که بنده انجام دهد عین اراده و فعل خداوند است .
3- سراسر جهان هستی را همانند آیینهای بدان که جلوهگاه حق است و هر ذره از پدیدههای جهانِ هستی، دربردارنده و نشاندهندة مظاهر گوناگون خداوند است.
4- اگر دل یک قطره را بشکافی و آن را تجزیه و تحلیل کنی، می بینی که صد دریای پاکیزه از آن بیرون میآید (در هر ذرهای از پدیدههای جهان، اسرار و مظاهر گوناگون حق نهفته است).
5- هر جزئی از اجزای خاک، استعداد آن را دارد که آدم شود و کمالات حق را در خود جلوهگر سازد .
6- همة موجودات، در اندازهها و تعیّنات، متفاوتند اما در اصلِ وجود، یکی هستند، همانگونه که قطره در اصل دریاست و دریا جز قطره ( قطرهها ) چیزی نیست.
7- در درون یک دانه، صد خرمن وجود دارد و در میان یک ارزن نیز جهانی جای گرفته است.
8- در بال پشهای جانی قرار گرفته است و آسمان با آن همه عظمت، در نقطة چشم جای میگیرد (حقایق در جزئیترین پدیدهها ظهور مییابند).
9- دل انسان با آنکه بسیار کوچک است، جایگاه خداوند است.
10- در دل و قلب انسان هر دو جهان (دنیا و آخرت) جای گرفته است و این دل، حالات مختلف پیدا میکند، گاهی شیطان میشود و گاهی آدم.
11- نگاه کن که همة جهان و آفریدههای آن، (نظایر شیطان و فرشته) با هم آفریده شده و در هم آمیختهاند. (حقیقت عالم، یک چیز است با جلوهها و مظاهر مختلف)
12- جهان با نظمی آفریده شدهاست که اگر یک ذره از آن را جابهجا کنی، به همة جهان، خلل وارد میشود.
13- همة پدیدههای جهان، سرگشته و متحیّر هستند و در عین حال، حتی یک جزء از آنها نیز از نظامِ حاکم بر آفرینش، سرپیچی نمیکند و همگی تابعِ امر خداوند هستند.
14- همة پدیدههای آفرینش در عین جنبش، آرام هستند (از نظام حاکم بر آفرینش سرپیچی نمیکنند) و همگی تابعِ امرِ خداوند هستند.
15- همة پدیدهها نسبت به ذات خود، آگاه هستند (تسبیح حق میگویند) و به سوی حق در حرکتاند.
16- جمال و زیبایی جانبخش خداوند، در هر ذرّه از ذرّات آفرینش، پنهان است.
خودآزمايي درس بيستم (جمال جانفزاي روي جانان)
ج1ـ بيت دوازدهم « ا گر يك ذره را برگيري از جاي / خلل يابد همه عالم سراپاي»
ج2ـ در ستايش و توصيف دل است.
3ـ بيت اول «چو نيكو بنگري در اصل اين كار / هم او بيننده، هم ديده است و ديدار»
4ـ بيت اول « چو نيكو بنگري در اصل اين كار / هم او بيننده، هم ديده است و ديدار»
و بيت آخر « به زير پردة هر ذرّه پنهان / جمـال جان فزاي روي فردا »
5ـ زيرا همة پديدههاي جهان تجلّي وجود حق هستند.
6ـ بيت اول و سوم و شانزده / بيت شش ، هفت و هفت و هشت و یازده / بیتهای سیزده و چهارده
7ـ تعليمي – عرفانی
8ـ بيت 9 «بدين خردي كه آمد حبة دل / خداوند دو عـالم راست منزل»
« لَا یَسَعُنِی أرْضِی وَلا سَمائِی وَلکِن یَسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ»