جادویی هست در این شعر
روزی آخر تو مرا شیخِ اجل میخوانی
روز میلاد مرا روز غزل میخوانی
شب به شب، بیت به بیتِ غزلیّاتم را
درِ گوشِ پسرت جای مَثَل میخوانی
اگر اخبار نخواندی خبرِ مرگم را
شبی از پچ پچة اهل محل میخوانی
باد، آموخته هر روز نوازش بکند
شاعری را که تو هرشب به جدَل میخوانی
جادویی هست در این شعر که لذت نبری
بعد از این غیرِ من از هرکه غزل میخوانی
مهدی فرجی
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۳۹۵ ساعت 17:13 توسط roohi
|